ارسال حرف دل


حرف دل

  • ارسال کننده:    حمید

    یا رب... فهمیده ام به اندازه همه نگرانی هایم تو را نشناخته ام...


  • ارسال کننده:    محسن دهستاني

    گفتم :کاش میدانستم چه روزی می آیی تا به احترام آمدنت گناه نمیکردم... گفت :کاش میدانستم چه روزی گناه نمیکنی تا به حرمت گناه نکردنت می آمدم! اللهم عجل لولیک الفرج....


  • ارسال کننده:    محسن دهستاني

    یادتان هست همه گوش به فرمان بودند سینه چاک سخن پیرجماران بودند یادتان هست که می گفت اگر پرباریم همه را از نمک ماه محرم داریم یادتان هست که از حیله دشمن می گفت یادتان هست که از پیله دشمن می گفت گفت دلداری دشمن دلتان را نبرد مثل طوفان زده ها حاصلتان را نبرد جنگ جنگ است فقط رنگ عوض می گردد نقشه ها درپی هرجنگ عوض می گردد چشم وا کن اخوی خوب ببین یارکجاست نخل بسیار ولی میثم تمار کجاست أین عمار کجائید جوانان وطن أین عمار بیائید جوانان وطن ما محال است که از بیعتمان برگردیم تاکه مثل پسر فاطمه بی سرگردیم پس از این شام سیه بال سحر می آید یوسف گمشده دارد ز سفر می آید یادمان هست که مدیون شهیدان هستیم اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم تا به امروز و هميشه همه مان عاشق رهبر هستيم سر و جان را به فدايش به ولايش بستيم ما همه پيرو و عشاق ولايت هستيم و همه عمر به فرمان ولايت هستيم سلامتی و طول عمر امام خامنه‌ای صلوات


  • ارسال کننده:    حمید مشتاقی

    آیت الله بهجت: هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست؛زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد؛ ای کاش من هم مثل او به خدایم ایمان داشتم...


  • ارسال کننده:    مهدی

    چه زیباست عید امسال به جای "هفت سین"، "هفت میم" داشته باشیم... مادر محسن ماتم مدینه مولا میخ در مشکی :-(


  • ارسال کننده:    عباسعلی

    چندگاهیست وقتی می گویم: «اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن» با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد. چندگاهیست وقتی می گویم: «صلواتک علیه و علی آبائه» به یاد مصیبتهای اهلبیتت اشک ماتم نمی ریزم. چندگاهیست وقتی می گویم: «فی هذه الساعة» دگر به این نمیاندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای. چندگاهیست وقتی می گویم: «و فی کلالساعة» دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست. چندگاهیست وقتی می گویم: «ولیاو حافظا» احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را بهنظاره نشسته است. چندگاهیست وقتی می گویم: «و قائدا و ناصرا» به یاد پیروزی لشکرت،در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند. چندگاهیست وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا» یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی. چندگاهیست وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضکطوعا» یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین، من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم. چندگاهیست وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا» به حال آنانی که در زمان دراز حکومتشیرین تو طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم.


  • ارسال کننده:    عباسعلی

    دلـم شـور می زنـَد ، و ایـن یعـنـی : تـا " تـوکـُّل " خـِیـلی راه مـانـده اسـتـــ . . .


  • ارسال کننده:    محسن شاکر

    خدا را دوست بدار حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی...


  • ارسال کننده:    م ح م د

    چه لذتی بالا تر از اینکه اسمت قسم راست یک نفر باشد...


  • ارسال کننده:    ارسال کننده

    خدااااااااااااااااااااااااااااااا دلم گرفته از این روزگار یوسف مان رو برسان ... اللهم عجل لولیک الفرج


  • ارسال کننده:    مهدی

    آقا جان حالا فهمیدم که چرا شما صحرا را بر شهر ها و خانه های ما ترجیح می دهی... حتی شما در خانه خود نیز غریبید! یادش بخیر خاطرات جمکران را


  • ارسال کننده:    مهدی

    سعی کن مانند خورشید باشی تا اگر هم بخواهی به کسی نتابی ، نتوانی!!!


  • ارسال کننده:    امین

    دیگر دلی برایم نمانده !!!که حرفی بزند...


  • ارسال کننده:    علی کمالی

    اتم را شکافته ایم اما از درون خویش بی خبریم..


  • ارسال کننده:    حمید مشتاقی

    همه به فریادم می رسند... کاش کسی به سکوتم می رسید!


  • ارسال کننده:    حسین مروتی

    قرار نیست به سمت خدا رفت او دارد می آید فقط تو جای دیگری نرو


  • ارسال کننده:    کمال

    دخترک فقط موقع نماز چادر می پوشید. انگار فقط خدا با او نامحرم است!


  • ارسال کننده:    محمد شاکر

    بازی شطرنج که تمام می شود، شاه و پیاده هر دو باهم داخل کیسه ریخته می شوند!؟


  • ارسال کننده:    علی محمدی

    یادمان باشد با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت...


  • ارسال کننده:    حمید

    نماز آیات می خوانم وقتی گرفته ای


عضويت در سامانه


آخرين پيامک ارسالي به اعضا
برآيينه جمال داور صلوات
بر روشني چشم پيمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسي جعفرصلوات
5000291434

محبوبترین حرف دل

  • م ح م د: چه لذتی بالا تر از اینکه اسمت قسم راست یک نفر باشد...
  • محسن شاکر: خدا را دوست بدار حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی...
  • مادر: شیرین ترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه بعدازتولدش برصورتش زدم وتلخترین بوسه زندگی ام بوسه ای بودکه برای آخرین باربرصورت بیروحش زدم دلم برایت خیلی تنگ شده دخترم
  • مهدی: آقا جان حالا فهمیدم که چرا شما صحرا را بر شهر ها و خانه های ما ترجیح می دهی... حتی شما در خانه خود نیز غریبید! یادش بخیر خاطرات جمکران را
  • مهدی: سعی کن مانند خورشید باشی تا اگر هم بخواهی به کسی نتابی ، نتوانی!!!
  • محمد جواد: خدایا! آرامش شب رانصیب کسانی کن که آسایش روز را نصیب دیگران می کنند...
  • محمد جواد: برخی آدمها شماراترک خواهند کرد،اماآن،پایان داستان شمانیست.آن, پایانِ نقشٍ آنها در داستان شماست.